مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
633
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مشترك را از سوى متكلم بهطور قطعى معين مىكند ؛ به بيان ديگر ، قرينهاى است كه بهطور قطع ، مراد متكلم را بيان مىكند ؛ براى مثال ، در آياتى از قرآن كريم كلمه « يَدُ اللَّهِ * » به كار رفته است ، و چون قرينه عقلى قطعى وجود دارد كه خداوند جسم نيست و دست ندارد ، بايد آن را تأويل نمود و گفت : مراد از « يَدُ اللَّهِ * » قدرت خداوند است . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص ( 352 - 351 ) . جعفرى لنگرودى ، محمد جعفر ، ترمينولوژى حقوق ، ص 543 . قرينه قطعى تعبدى قرينه موجب قطع تعبّدى به مراد جدّى متكلّم قرينه قطعى تعبدى ، مقابل قرينه قطعى وجدانى بوده و عبارت است از قرينهاى كه براى مخاطب قطع تعبدى به مراد جدى متكلم ايجاد مىنمايد ، مانند خبر واحدى كه قرينه قرار بگيرد و بيانگر مراد شارع نزد كسانى كه خبر واحد را حجت مىدانند باشد . خبر واحد اگرچه مفيد قطع وجدانى نيست ، اما شارع از روى تعبد ، آن را به منزله قطع قرار داده است . نكته : بعضى از قرائن ، موجب ظن به مراد متكلم مىگردد ، ولى شارع آنها را معتبر دانسته و از روى تعبّد ، آن ظن را در حكم قطع به حساب مىآورد ؛ به چنين قطعى ، قطع تعبدى مىگويند . نيز ر . ك : قطع تعبدى . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 351 . قرينه قطعى وجدانى قرينه موجب قطع وجدانى به مراد جدّى متكلّم قرينه قطعى وجدانى ، مقابل قرينه قطعى تعبدى بوده و عبارت است از قرينهاى كه موجب قطع وجدانى به مراد جدى متكلم مىگردد ، مثل اينكه گوينده تصريح كند منظورم از جمله گفته شده معنايى خاص است . توضيح : بعضى از قرائن ، بر مراد متكلم ، قطع وجدانى به وجود مىآورد و بعضى ديگر سبب ايجاد ظن به مراد متكلم مىگردد ، ولى از آن جايى كه شارع آن را معتبر دانسته است ، اين ظن را از روى تعبد ، در حكم قطع به حساب مىآورد و ازاينرو به چنين قطعى ، قطع تعبدى مىگويند ؛ مقابل قطع وجدانى كه هيچگونه احتمال خطايى در آن راه ندارد و حجيت آن ذاتى است . نيز ر . ك : قطع وجدانى . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 351 . قرينه گرداننده ر . ك : قرينه صارفه قرينه لبّيه ارتكازيه ر . ك : قرينه ارتكازى قرينه لفظى لفظ دلالتكننده بر مراد جدّى متكلّم قرينه لفظى ، قرينهاى است از جنس لفظ كه بيانگر مراد جدى متكلم مىباشد ، مثل : كلمه « اسد » در جمله « رأيت اسدا » كه بدون قرينه استعمال شده است و بر « حيوان درنده » كه معناى حقيقى آن است ، دلالت مىكند ، ولى اگر قرينهاى به آن ضميمه شود و گفته شود : « رأيت اسدا يرمى » در اين صورت ، به كمك قرينه لفظى ( يرمى ) بر « مرد شجاع » كه معناى مجازى كلمه است ، دلالت خواهد كرد . دهخدا ، على اكبر ، لغتنامه دهخدا ، ج 10 ، ص 15476 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص ( 293 - 292 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 479 . قرينه مانعه ر . ك : قرينه صارفه قرينه متصل شىء متصل به كلام ، دلالتكننده بر مراد جدّى متكلّم قرينه متصل ، مقابل قرينه منفصل مىباشد ، و عبارت است از قرينهاى كه به كلام متصل بوده و از ملحقات آن ( ذو القرينه ) محسوب مىگردد و كلام مستقلى به حساب نمىآيد ؛ به بيان ديگر ، قرينهاى كه به كلام چسبيده و آن را يا از معناى ظاهرىاش ( مراد استعمالى ) به مراد جدى متكلم منصرف مىكند ، و يا باعث تعيين يكى از معانى مشترك لفظى مىگردد ، قرينه متصل نام دارد ، مثل : « رأيت اسدا فى الحمام » كه « فى الحمام » از ملحقات كلام شمرده شده كلام جديدى را تشكيل نداده است و باعث انصراف مراد جدى متكلم از معناى حقيقى به معناى مجازى گرديده است . نكته اول : قرينه متصل مانع ظهور ذو القرينه در معنايى كه مراد جدى متكلم نيست ، مىگردد با وجود قرينه متصل ، ظهورى براى كلام در مراد استعمالى منعقد نمىگردد به خلاف قرينه منفصل كه جلوى اصل ظهور كلام ( ذو القرينه ) را نمىگيرد ، بلكه مانع از حجيت ظهور آن مىگردد و برآن مقدم مىشود ، چون قرينه بر ذو القرينه مقدم است . نكته دوم : ادراكات ضرورى عقل به منزله قرينه متصل براى كلام محسوب مىشود .